نور الدين جعفر بدخشى
پيشگفتار 34
خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )
مىداد ) و همچنين رسالهء حلّ الفصوص « 1 » و رسالهء واردات و رساله مناجات و ذخيرة الملوك و غيره . علاوه بر مآخذ مهمى كه اشاره شد مؤلف از الفتوحات المكيهء ابن عربى و احياء علوم الدّين و كيمياى سعادت امام غزالى و عوارف المعارف شهاب الدّين سهروردى نيز مطالبى را فراگرفته است . بالخصوص از فوائح عباراتى را به فارسى برگردانيده و جزو كتاب خودش قرار داده است . باوجود اينكه در خلاصة المناقب از فوائح الجمال بسيار استفاده شده است باز هم مىتوان گفت : كه مؤلف بيشتر تحت تأثير فصوص الحكم قرار گرفته است . مثلا در موضوع ولايت آنجا كه گفته است كه « ولايت باطن نبوتست » از فص دوم « شيثيّه » از فصوص الحكم مأخوذ است و همينطور بيان ائمة الاسماء و اسامى قلب و حقيقت آن و انسان صغير و كبير ، استعداد ذرات ، بيان رؤيا ، نوم الانبياء و غيره و مطالب تصوف كه در اين كتاب آمده است همه و همه تأثير فصوص الحكم را نشان مىدهد و علّت آن ظاهرا همين است كه مرشد وى شرحى نوشته بود بر فصوص و رابطه بين سيّد على همدانى و ابن عربى از همينجا معلوم است كه شيخ علاء الدوله سمنانى يكى از مشايخ طريقت و خال وى ، بر فتوحات حواشى نوشته و جعفر بدخشى تحت تأثير آن قرار گرفته بود . مؤلف در توضيح مطالب از شعراى بزرگ فارسى مانند ناصر خسرو ، شيخ فريد الدّين عطار ، خواجوى كرمانى ، شيخ سعدى شيرازى و مولوى رومى و ديگران ابياتى را در نگارش خود آورده است كه علاوه بر توضيح نكات دقيق ، شيرينى و شيوايى و تأثير خاصى به بيان وى بخشيده است . درعينحال كه مطالب فوق بر تعمق نظر و تبحر علمى مؤلف دلالت دارد ، مىبينيم كه وى درآوردن احاديث و نقل ابيات ، عدم دقت داشته و دربارهء استناد و انتساب اشعار و حتى دربارهء صحت متن آنها دقتى را به كار نبرده است . ولى اين نقص تخصيصى به مؤلف ما ندارد بلكه در ابيات متصوفه بالعموم همين كيفيت به نظر مىرسد و خصايص نثر دورهء اواخر قرن هفتم هجرى و اوايل قرن هشتم هجرى كه ملكالشعراء بهار چنين بيان كرده است : « ليكن از همين تاريخ ضعف ادبى و سستى و فتور و عدم توجه و اعتناى به اصلاح و علاج نثر پديدار مىگردد و مقدمات فساد نثر و عدم غور و تعمق در اداى لغات و عبارات از ياد رفتن دستور و صرف و نحو آشكار مىشود « 2 » .
--> ( 1 ) - كه شرحى و خلاصهايست از فصوص الحكم . ( 2 ) - بهار ، سبكشناسى ج 3 ، ص 179 .